بازی های خنده دار اثر هانکه؛ پارادوکس در قالب یک فیلم! اسارت در چارچوب فضایی مدرنیته با چاشنی استیصال و بی پناهی! نقطه عطف این داستان خانهای است که این اتفاقات عجیب در آنجا رقم میخورد. این فضا به گونهای طراحی شده که ذهن مخاطب را برای درک مفهوم فیلم آماده میکند؛ طوری که حس استیصال و بی پناهی آنا و پسرش، گئورگی، در وجود مخاطب نیز رخنه کرده است.
خانهای که به عنوان لوکیشن اصلی فیلم در نظر گرفته شده، در منطقهای ویلایی، در دل طبیعت و کنار دریاچهای آرام واقع شده و با معماری ساده اما شیک خود، حس امنیت و آسایش را القا میکند؛ حسی که با داستان اصلی فیلم در تناقض است. این تضاد میان آرامش محیط و خشونت درون خانه، حس وحشتی که هانکه در پی القای آن است را تشدید میکند.
این خانه که در فیلم بازیهای خنده دار به تصویر کشیده شده است، نمایانگر مینیمالیسم و سبک مدرن اواخر قرن بیستم است؛ سبکی که بر سادگی، کارایی و حذف عناصر اضافی تأکید دارد. دیوارهای روشن و طراحی خلوت که در فیلم مشاهده میشود، نقطه عطف این سبک هستند و به جای القای حس آرامش و نظم به مخاطب، انزوای قربانیان را در دید آنها برجستهتر میکنند.
مبلمان با خطوط ساده هندسی، نبود تزئینات زیاد و استفاده از رنگهای خنثی مثل کرم و سفید، همگی حس بیگانگی در یک فضای مدرن و شیک را تقویت کرده و اجازه نمیدهند که خانه گرم و صمیمی به نظر برسد. چیدمان المانهای خانه به صورتی است که فضای زیادی بین آنها برای حرکت و تعامل باقی است؛ فضایی که در نگاه اول قرار است به صمیمیت بین افراد خانواده کمک کند. اما در ادامه داستان همین فضاهای باز، در دل تنشهای فیلم به نمادی از تهی بودن، ناتوانی و بیپناهی تبدیل میشود؛ چرا که شخصیتهای فیلم آزادی عمل ندارند و در چنگال انسانهایی با رفتارهای عجیب و بی هدف اسیرند.
طراحی داخلی خانه با پنجرههای بزرگ و نور طبیعی در ابتدای فیلم فضایی دلنشین و باز را به تصویر میکشد که به مخاطب این احساس را میدهد که قرار است داستان زندگی یک خانواده مرفه و بیدغدغه را دنبال کند. اما با پیشروی داستان، همین ویژگیها به ابزاری برای نمایش شکنندگی و آسیبپذیری قربانیان تبدیل میشود. پردههای روشن، ساده و نازک که در نگاه اول به نظر میرسد که برای بهره بردن از نور طبیعی بیشتر در فضای خانه طراحی شدهاند، در لحظات بحرانی فیلم به نمادی از ناتوانی و استیصال تبدیل میشوند. این انتخاب هوشمندانهی معماری به مخاطب نشان میدهد که خشونت میتواند در هر فضایی، حتی در بهظاهر امنترین مکانها رخ دهد.